الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

258

تفسير تطبيقى (فارسى)

اصحاب پيامبر ، بلكه از اصحاب تمامى انبيا ممتاز و جدا مىكند ، چنان كه مىگويد : « و لم يثبت مثل ذلك فى غيره بل لم يثبت نبي معية اللّه سبحانه له و لآخر من أصحابه ، و كأنّ في ذلك إشارة إلى أنّه ليس فيهم كأبي بكر الصدّيق » ؛ « 1 » همانند اين امتياز براى هيچ‌يك از صحابه ثابت نشده ، بلكه هيچ پيامبرى معيّت خداوند را علاوه بر خويش به يكى از يارانش نسبت نداده است ، گويا اين مطلب اشاره به آن است كه در ميان اصحاب پيامبر اسلام و ديگر پيامبران هيچ‌كس مانند ابو بكر نيست . و ) فأنزل اللّه سكينته عليه : پيرامون مرجع ضمير كلمه « عليه » دو احتمال در ميان است : 1 . ضمير به پيامبر بازگردد . 2 . ضمير به ابو بكر رجوع كند . قول مشهور در ميان اهل سنت احتمال اول است « 2 » ولى احتمال دوّم را قوىتر و منطقىتر مىدانند و مىگويند دليل عقلى و نقلى و همچنين فقره پيشين آيه اين احتمال را تأييد مىكند ؛ زيرا پيامبر نيازى به تسكين و آرامش نداشت ، چون آرامش و طمأنينه هميشه همراه با پيامبر است ، بلكه اين ابو بكر بود كه در آن موقعيت اندوهگين و محزون گرديد . پس مناسب آن است كه سكينه و آرامش بر او فرودآيد . قرطبى در اين باره اين چنين مىگويد : فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ فيه قولان : أحدهما على النبيّ و الثاني على أبي بكر ، قال علماؤنا : و هو الأقوى ؛ لأنّه خاف على النبيّ من القوم ، فأنزل اللّه سكينته عليه » ؛ « 3 » در اينكه سكينه بر چه كسى فرودآمده اختلاف است ، يك قول نزول سكينه را بر پيامبر مىداند و قول ديگر كه قوىتر است نزول سكينه را بر ابو بكر دانسته است ، چون او بر جان پيامبر ترسيد پس سكينه بر او نازل شد . صاحب الوسيط نيز چنين مىنويسد : « و قوله فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ قال ابن عباس في رواية سعيد بن جبير : على

--> ( 1 ) . روح المعانى ، ج 6 ، ص 145 ( 2 ) . ر . ك : اسماعيل ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم ، ج 2 ، ص 358 . ( 3 ) . الجامع لأحكام القرآن ، ج 8 ، ص 148